تبليغاتX
فکر کنم شروعی دوباره در راهه


فکر کنم شروعی دوباره در راهه

عمومی
(دنیای مجازی اینترنت یا چرا آپ نمی کنم )
چند تا سوال از شما ها دارم که تمام فکر حواستون دنیای مجازی اینترنت شده. تا حالا با خوتون فکر کردید که چند شخصیت تو اینترنت دارید.یکی رو می شناسم که به اندازه تمام اد لیستش شخصیت های متفاوت داره.آخه این چه معنی می تونه داشته باشه.شما ها خسته نشدید که اینقدر هم دیگه رو سر کار می ذارید تا فقط یمکم بخندید .آخه این درسته .هیچ می دونید با این کارتون ممکنه دل چند نفر رو بشکنید یا چند نفر رو دل زده کنید .اخه این دنیای مجازی اینترنت چی داره که به خاطرش حاضرم این کار ها رو بکنیم.انسانیتتون کجا رفته اگه یه ذره احساس داشته باشید هیچ وقت خودتون رو به دروغ دختر یا پسر معرفی می کنید .سن رو دروغ می گید دروغکی عاشق هم می شید و اخر سر هم چون متوجه می شید طرف مقابل دروغ گفته ولش می کنید جدا از این که شما چقدر بش دروغ گفتید.منکر این نیستم که منم دروغ نگفتم ولی بعدش حتما واقیت رو گفتم.و حالا هم چند وقتیه که این کارو نکردم و لی خیلی ها از این دروغ ها به من گفتم .حالا می خوام شما ها دلیلش رو بگید . چرا اینتر نت شده دنیای اصلی شما ها و واقیت های زندگی رو فراموش کردید؟من خودم چند وقتیه از اینترنت فاصله گرفتم ولی هنوز کاملا نه.  ( حتما جواب منو بدید )
+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت15:14توسط غزال |

دوستان عزیز سلام.مجبور شدم آپ کنم چون هم قالب رو عوض کرده بودم هم نظر ها آرشیو شده بود.حالا از

 

این ها بگذریم به کتاب برای معرفی دارم.

 

                                دستور زبان عشق

 

قیمت :1300 تومان

 

چاپ اول :1386

 

نویسنده:قیصر امین پور.

 

این کتاب مجموعه شعر است

 

یکی از شعر های کتاب.

 

                                         سفر ایستگاه

  قطار می رود

 

تو می روی

 

تمام ایستگاه می رود

 

و من چقدر ساده ام

 

که سالهای  سال

 

در انتظار تو

 

کنار این قطار رفته ایستاده ام

 

و همچنان

 

به نرده های ایستگاه رفته

 

تکیه داده ام.

 

 

+نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت12:21توسط غزال |
برای بی نام

برای بی نام

بی نام جان منو ببخش ولی لطفا چند وقتی شما هم ننویس .بذار وب همین جوری بمونه.ممنونم .

+نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت11:59توسط غزال |

دوستان محترم

سلام

راستش رو بخواین از هر چی وبلاگ  و نوشتنه خسته شدم.می دونم زیاد نیست که اومدم.ولی به نظرم کار خیلی مسخره ای می یاد.من یه مطلب می نویسی چند نفر می یاد در نظر ها به جای اینکه بگن مطلب چه جوره می نویسن(من آپم خوشحال می شم به من سر بزنی) این طور به جای اینکه من تشویق بشم که بازم بنویسم از هر چی نوشتنه متنفر می شم.باز اگه اشکالات وب رو بگن یه حرفی ولی فقط می گن به من هم سر بزن .خب من این جوری خوشم نمی یاد.به خاطر همین هم می خوام مدتی از نوشتن برای وب کناره بگیرم.البته این تنها دلیلم نیست من تا یه مدتی نا معلوم نمی تونم بیام چون کامپیوترم باید جم بشه .آخه می خوایم اسباب کشی کنیم اونم از یه شهر به شهر دیگه.البته شاید برگردم.ولی فعلا هیچی معلوم نیست.

 

+نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت11:55توسط غزال |