یاد
یاد میکنم
از تو
از خویش
از تمام لحظات
تمام مجهولات
حقایق خیالیی که نه رد شدند و نه اثبات
حقایقی که هیچ گاه جای حرف دل نگرف
حرفی که نه به محکمه قاضی رود و نه به نیستی
پس نسیم خیال وصلت را می بویم
و به آسمان خویش امید می برم
تا که روزی
برای لحظه ای
و برای عمری
دوباره برای تو حرکت کنم
برای تو خالص شوم
و برای تو دوست بدارم
هر آنچه را که قبل از تو نبود و با تو بود
هر آنچه بعد از تو نیست شد و به امید بودنت نشانه
من می مانم
می مانم و بازهم می مانم
حتی به آن زمان که نباشم
به امید دوباره بودن
دوباره شدن
حتی برای آخرت
چرا که آنجا موعود آرزو هاست
هر آنچه داده نشد و سر به اطاعت نهادیم
انتظار کشیدیم و ماندیم
همچون خلقتی که با خلایقش بود و ماند و خواهد ماند
با کمیتی یکتا و کیفیتی بی همتا
پس اینچنین است
که من هستم
تو هستی
خدا هست
چرا که خدا گفت: "هستم، هستی، هست."
+نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت21:15توسط غزال |


